tell-a-story

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

tell-a-sto·ry/ˌtɛl ə ˈstɔri/
phrase (عبارت)dated

عبارت — داستان تعریف کردن

داستان تعریف کردنروایت کردن

روایت یا دنباله‌ای از رویدادها را، به‌ویژه برای سرگرمی، تعریف کردن.

To narrate an account or sequence of events, especially for entertainment.

«پدربزرگ دوست دارد بعد از شام داستان تعریف کند.»

“Grandpa loves to tell-a-story after dinner.”

«او از داستان‌گویی برای سرگرم کردن بچه‌ها استفاده کرد.»

“She used tell-a-story to entertain the children.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000