throbs

/θrɒbz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): throbbedpast participle (مفعولی): throbbed-ing (حال): throbbing3rd (سوم): throbs

فعل — ضربان زدن

ضربان زدنتکان خوردن

ضربان یا تکان‌های منظم و قوی، معمولاً به درد یا احساس اشاره دارد

beats or pulses with a strong, regular rhythm, often pain or sensation

«سرش به‌شدت درد می‌کند.»

His head throbs with pain.

«موسیقی با صدای بلند در باشگاه می‌تپد.»

The music throbs loudly in the club.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pulsesنبض می‌زند

رایج بوده و به ضربان منظم اشاره دارد.

Common. Similar meaning, often referring to steady beats.

beatsضربان دارد

رایج است و به ضربان ریتمیک اشاره دارد.

Common. General term for rhythmic pulsations.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000