throw a monkey wrench into the works

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

throw a mon·key wrench in·to the works/θroʊ ə ˈmʌŋki rentʃ ˈɪntuː ðə wɜːrks/
phrase (عبارت)informal

عبارت — چوب لای چرخ گذاشتن

چوب لای چرخ گذاشتنبرنامه را به هم زدن

مشکلی ایجاد کردن که برنامه را مختل کند یا مانع موفقیتش شود.

to cause a problem that disrupts or prevents a plan from succeeding

«قطع برق برنامه را به هم زد.»

“The power cut threw a monkey wrench into the works.”

«تحویل دیرهنگام می‌تواند چوب لای چرخ برنامه بگذارد.»

“A late delivery could throw a monkey wrench into the works.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000