throughout

through·out/θruːˈaʊt/
preposition (حرف اضافه)common

حرف اضافه — در سراسر

در سراسرتمام طول

در تمام بخش‌های یک مکان یا در تمام مدت یک زمان.

In every part of a place or during the entire time of something.

«برف تمام شب بارید.»

Snow fell throughout the night.

«مردم در سراسر کشور جشن گرفتند.»

People throughout the country celebrated.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000