throw one's hat over the wall

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

throw one's hat o·ver the wall/ˌθroʊ wʌnz ˈhæt ˈoʊvər ðə ˈwɔl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — راه برگشت را بستن

راه برگشت را بستنخود را متعهد کردن

به شکلی تعهد دادن که دیگر به‌آسانی نتوانی عقب‌نشینی کنی.

To make a commitment that leaves no easy way to back out.

«راه انداختن کسب‌وکار یعنی راه برگشت را بستن.»

“Starting the business meant throwing his hat over the wall.”

«او با امضای قرارداد خودش را متعهد کرد.»

“She threw her hat over the wall by signing the contract.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000