thudding

thud·ding/ˈθʌdɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): thuddedpast participle (مفعولی): thudded-ing (حال): thudding3rd (سوم): thud

فعل — کوچیدن با صدای سنگین

کوچیدن با صدای سنگینصدای ضربه سنگین

ایجاد صدایی کسل‌کننده و سنگین به طور مکرر.

Making a dull, heavy sound repeatedly.

«صدای ضربه‌های طبل را شنیدیم.»

We heard the thudding of drums.

«قدم‌های سنگین او در سالن طنین‌انداخت.»

His thudding footsteps echoed in the hall.

تفاوت با واژه‌های مشابه
poundingکوبیدن

رایج. به صداهای کوبنده مکرر اشاره دارد، اغلب با thudding قابل جایگزینی است.

Common. Implies repeated heavy hitting sounds, often interchangeable with thudding.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000