در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بازی کودکان مشابه قلقل، که یک نفر دنبال دیگران میدود و آنها را لمس میکند تا آنها را مسئول کند.
A children's game similar to tag, where one person chases others trying to 'touch' them and make them 'it'.
«آنها تا غروب آفتاب قلقل بازی کردند.»
“They played tig until sunset.”
«او در بازی قلقل مسئول بود.»
“He was 'it' in the game of tig.”
رایج. نزدیک به معنی 'tig'، به خصوص در انگلیسی آمریکای شمالی؛ 'tig' بیشتر بریتانیایی است.
Common. Nearly synonymous with 'tig', especially in North American English; 'tig' is more British.