در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک گربه بزرگ وحشی با پوست نارنجی و نوارهای سیاه که عمدتاً در آسیا زندگی میکند.
A large wild cat with orange fur and black stripes, found mainly in Asia.
«ببر به آرامی در جنگل پرسه زد.»
“The tiger prowled quietly through the jungle.”
«ببرها گونههای در معرض انقراض هستند.»
“Tigers are endangered species.”