time of one's life

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/—/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بهترین دوران زندگی

بهترین دوران زندگی

بهترین دوران زندگی.

an exceptionally enjoyable experience

«آن‌ها این عبارت را در گفت‌وگو به کار بردند.»

“They used time of one's life in conversation.”

«دیروز این عبارت را شنیدیم.»

“We heard time of one's life yesterday.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000