toes

/toʊz/
noun (اسم)commonplural (جمع): toes

اسم — انگشت پا

انگشت پاانگشتان پا

انگشتان جلوی پا.

The digits at the front of the foot.

«انگشتان پام را به میز زدم.»

I stubbed my toes on the table.

«انگشتان پایش در برف سرد بودند.»

Her toes were cold in the snow.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000