toll

/toʊl/
tolla charge or tax for use
1noun (اسم)commonplural (جمع): tolls

اسم — عوارض

عوارضهزینه عبور

هزینه‌ای که برای عبور از پلی یا جاده‌ای خاص دریافت می‌شود.

A charge payable for permission to use a particular bridge or road.

«برای عبور از پل عوارض پرداخت کردم.»

I paid the toll to cross the bridge.

«عوارض این بزرگراه نسبتاً زیاد است.»

The toll on this highway is quite high.

تفاوت با واژه‌های مشابه
feeهزینه

متداول. کلمه‌ای کلی برای هر پرداختی به‌عنوان هزینه خدمات است؛ فراتر از عوارض جاده‌ای کاربرد دارد.

Common. A general term for any payment required for a service. 'Fee' is broader than 'toll' and used in many contexts beyond roads.

2noun (اسم)commonplural (جمع): tolls

اسم — تلفات

تلفاتخسارت

تعداد کل کشته‌ها یا خسارات ناشی از یک حادثه یا رویداد.

The total number of deaths or losses resulting from a disaster or event.

«تعداد کشته‌های زلزله از ۱۰۰۰ نفر گذشت.»

The earthquake's death toll exceeded 1,000.

«مسئولان پس از سیل گزارش دادند که تلفات زیادی به بار آمده است.»

Officials reported a heavy toll after the flood.

تفاوت با واژه‌های مشابه
casualtiesتلفات

رسمی. بیشتر به افراد کشته یا زخمی شده در حوادث یا جنگ‌ها اشاره دارد. اغلب با 'toll' در شمارش تلفات قابل جایگزینی است.

Formal. Refers mostly to people killed or injured in accidents or wars. Often interchangeable with 'toll' when counting deaths.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): tolledpast participle (مفعولی): tolled-ing (حال): tolling3rd (سوم): tolls

فعل — عوارض گرفتن

عوارض گرفتنهزینه دریافت کردن

دریافت هزینه یا عوارض از کسی برای استفاده از جاده، پل یا خدمات.

To charge someone a fee for using a road, bridge, or service.

«شهروندان برای عبور از پل جدید عوارض پرداخت می‌کنند.»

The city tolls drivers for using the new bridge.

«رانندگان هنگام ورود به تونل عوارض داده شدند.»

Drivers were tolled when entering the tunnel.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chargeدریافت کردن

متداول. اصطلاح کلی برای درخواست پرداخت؛ در برخی موارد جایگزین 'toll' می‌شود.

Common. General term for asking for payment, interchangeable with 'toll' in some contexts of fees.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000