towed

/toʊd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): towedpast participle (مفعولی): towed-ing (حال): towing3rd (سوم): tows

فعل — کشیده شده

کشیده شدهکشیدن با یدک‌کش

گذشته فعل tow: کشیدن خودرو یا قایق با طناب یا زنجیر.

Past form of tow: to pull a vehicle or boat using a rope or chain.

«خودرو پس از خراب شدن یدک کشیده شد.»

The car was towed after it broke down.

«آن‌ها قایق را به اسکله کشیدند.»

They towed the boat back to the dock.

تفاوت با واژه‌های مشابه
draggedکشیده شده

رایج. به کشیدن اشاره دارد اما ممکن است مقاومت بیشتر را هم نشان دهد.

Common. Refers to pulling but may imply more resistance or difficulty than tow.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000