صفت — آموزش دیده
کسی که در مهارت یا فعالیت خاص آموزش دیده باشد.
Having received instruction or practice in a particular skill or activity.
«سگ آموزش دیده به خوبی از فرمانها پیروی میکند.»
“The trained dog obeys commands well.”
«او یک پرستار آموزش دیده است.»
“She is a trained nurse.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. دلالت بر مهارت از تمرین دارد، ممکن است اشاره به استعداد ذاتی نیز داشته باشد.
Common. Means having ability due to learning or practice; similar to 'trained' but can imply natural talent.
متضادها
فعل — آموزش داد
گذشته فعل train به معنی آموزش دادن یا پرورش مهارت.
Past tense and past participle of 'train', meaning to teach or develop skills.
«آنها کارکنان را برای سیستم جدید آموزش دادند.»
“They trained the employees for the new system.”
«او هر روز برای ماراتن تمرین میکرد.»
“He trained every day for the marathon.”