در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سخت برای کنترل یا مواجهه به دلیل پیچیدگی یا حیلهگری.
Difficult to deal with or handle because of complexity or deceit.
«این مسئله حل سختی دارد.»
“This problem is tricky to solve.”
«سؤال زیرکانه و گیجکننده بود.»
“The question was tricky and confusing.”
واژهای عمومی برای سخت بودن؛ tricky تاکید بر زیرکی یا دشواری دارد.
General word for hard; tricky implies more subtlety or deception.