trusts

/trʌsts/
1noun (اسم)formalplural (جمع): trusts

اسم — اعتمادنامه

اعتمادنامهصندوق‌امانت

ترتیبات قانونی که یک طرف برای سود طرف دیگر دارایی را نگه می‌دارد.

Legal arrangements in which one party holds property for another’s benefit.

«خانواده برای فرزندانشان اعتمادنامه‌هایی ایجاد کردند.»

The family set up trusts for their children.

«اعتمادنامه‌ها می‌توانند به محافظت از دارایی‌ها در برابر مالیات کمک کنند.»

Trusts can help protect assets from taxes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
estateاملاک

رسمی/حقوقی. گاهی با trust به عنوان ملک نگهداری شده هم‌پوشانی دارد.

Formal/legal. Sometimes overlaps with trusts as property held.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): trustedpast participle (مفعولی): trusted-ing (حال): trusting3rd (سوم): trusts

فعل — اعتماد می‌کند

اعتماد می‌کند

شخص سوم مفرد فعل trust به معنی اعتماد کردن به صحت یا قابلیت اطمینان.

Third person singular of 'trust', meaning to believe in reliability or truth.

«او کاملاً به دوستانش اعتماد دارد.»

She trusts her friends completely.

«او باور دارد که اوضاع بهتر خواهد شد.»

He trusts that things will improve.

تفاوت با واژه‌های مشابه
believesباور دارد

رایج. اغلب جایگزین trust است ولی گاهی کمتر عاطفی یا قطعی است.

Common. Often interchangeable with 'trust' but sometimes less emotional or firm.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000