turnoff

/ˈtɜːrnˌɔːf/
turnto rotate or change directionoffaway, no longer active
1noun (اسم)informalplural (جمع): turnoffs

اسم — عامل دلسردی

عامل دلسردیعامل ناامیدی

چیزی که باعث کاهش علاقه یا جذابیت می‌شود.

Something that causes a loss of interest or attraction.

«نداشتن صداقت عامل دلسردی بزرگی است.»

Lack of honesty is a big turnoff.

«بهداشت ضعیف عامل ناامیدی برای بسیاری است.»

Poor hygiene is a turnoff for many people.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disgustانزجار

معمولی. واکنش منفی شدید که باعث کاهش علاقه می‌شود.

Common. Implies strong negative reaction causing loss of interest.

2noun (اسم)commonplural (جمع): turnoffs

اسم — محل خروج خودرو

محل خروج خودرو

محلی که وسیله نقلیه می‌تواند از جاده اصلی خارج شود.

A place where vehicles can leave a main road.

«از خروجی بعدی به بزرگراه بروید.»

Take the next turnoff to the highway.

«در محل خروج خودرو، یک منطقه استراحت وجود داشت.»

There was a rest area at the turnoff.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000