unaged

un·aged/ʌnˈeɪdʒd/
un-negation / notagedhaving grown old or matured
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): unagedersuperlative (عالی): unagedest

صفت — نرسیده

نرسیدهتازه

نرسیده یا پیر نشده؛ تازه و جوان.

Not aged; young or fresh, not having grown old or mature.

«این شراب نرسیده بود و طعم تازه‌ای داشت.»

The wine was unaged and had a fresh taste.

«آنها پنیر نرسیده را به خاطر طعم ملایمش ترجیح می‌دادند.»

They preferred unaged cheese for its milder flavor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
youngجوان

رایج. معمولاً به معنی کوتاه بودن عمر است؛ unaged بیشتر تأکید بر پیر نشدن دارد.

Common. Generally means having lived for a short time; unaged specifically emphasizes not having grown old.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000