unchic

un·chic/ʌnˈʃiːk/
un-notchicstylish / fashionable
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more unchicsuperlative (عالی): most unchic

صفت — غیر شیک

غیر شیکبدون سلیقهناشیک

غیرمد روز یا غیرشیک؛ فاقد ظرافت.

Not fashionable or stylish; lacking elegance.

«لباس ناشیک او باعث شد به چشم بیاید.»

Her unchic outfit made her stand out.

«دکوراسیون کاملاً ناشیک و قدیمی بود.»

The decor was rather unchic and outdated.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unfashionableاز مد افتاده

متداول. وقتی چیزی مطابق مد روز نباشد، مستقیماً قابل تعویض است. 'کلاهی از مد افتاده' کار می‌کند، 'کلاهی ناشیک' نیز کار می‌کند. 'یک ایده از مد افتاده' کار می‌کند، اما 'ایده ناشیک' معمولاً استفاده نمی‌شود.

Common. Directly interchangeable when something is not in current fashion. 'An unfashionable hat' works, 'An unchic hat' works. 'An unfashionable idea' works, but 'unchic idea' is not typically used.

dowdyکهنه و بی‌سلیقه

متداول. اغلب برای افراد یا لباس‌هایشان استفاده می‌شود که کسل‌کننده، قدیمی و فاقد سبک هستند. 'یک لباس کهنه و بی‌سلیقه' کار می‌کند، 'یک لباس ناشیک' نیز کار می‌کند. 'مبلمان کهنه و بی‌سلیقه' کار می‌کند، اما 'مبلمان ناشیک' کمتر رایج است.

Common. Often used for people or their clothing that is dull, old-fashioned, and lacking style. 'A dowdy dress' works, 'An unchic dress' works. 'Dowdy furniture' works, but 'unchic furniture' is less common.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000