در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
غیرمد روز یا غیرشیک؛ فاقد ظرافت.
Not fashionable or stylish; lacking elegance.
«لباس ناشیک او باعث شد به چشم بیاید.»
“Her unchic outfit made her stand out.”
«دکوراسیون کاملاً ناشیک و قدیمی بود.»
“The decor was rather unchic and outdated.”
متداول. وقتی چیزی مطابق مد روز نباشد، مستقیماً قابل تعویض است. 'کلاهی از مد افتاده' کار میکند، 'کلاهی ناشیک' نیز کار میکند. 'یک ایده از مد افتاده' کار میکند، اما 'ایده ناشیک' معمولاً استفاده نمیشود.
Common. Directly interchangeable when something is not in current fashion. 'An unfashionable hat' works, 'An unchic hat' works. 'An unfashionable idea' works, but 'unchic idea' is not typically used.
متداول. اغلب برای افراد یا لباسهایشان استفاده میشود که کسلکننده، قدیمی و فاقد سبک هستند. 'یک لباس کهنه و بیسلیقه' کار میکند، 'یک لباس ناشیک' نیز کار میکند. 'مبلمان کهنه و بیسلیقه' کار میکند، اما 'مبلمان ناشیک' کمتر رایج است.
Common. Often used for people or their clothing that is dull, old-fashioned, and lacking style. 'A dowdy dress' works, 'An unchic dress' works. 'Dowdy furniture' works, but 'unchic furniture' is less common.