verb (فعل)formalpast (گذشته): undidpast participle (مفعولی): undug-ing (حال): undigging3rd (سوم): undigs
فعل — برگرداندن خاک
برگرداندن خاککندن معکوس
برعکس کندن یا کندن را برگرداندن؛ چیزی که بیرون آورده شده را دوباره به زمین برگرداندن.
To reverse or undo digging; to put something back in the ground that was dug out.
«بعد از کندن زیاد، سوراخ را دوباره پر کرد.»
“He undig the hole after digging too deep.”
«باستانشناسان برای بازسازی محل را به دقت پر کردند.»
“The archaeologists carefully undig the site to restore it.”
تفاوت با واژههای مشابه
bury— دفن کردن
رایج. دفن کردن به معنای قرار دادن در زمین است و گاهی با undig هممعنی میشود.
Common. Burying involves placing in the ground, overlaps with 'undig' when putting something back.