undig

un·dig/ˌʌnˈdɪɡ/
un-negation / reversedigto break up or move earth
verb (فعل)formalpast (گذشته): undidpast participle (مفعولی): undug-ing (حال): undigging3rd (سوم): undigs

فعل — برگرداندن خاک

برگرداندن خاککندن معکوس

برعکس کندن یا کندن را برگرداندن؛ چیزی که بیرون آورده شده را دوباره به زمین برگرداندن.

To reverse or undo digging; to put something back in the ground that was dug out.

«بعد از کندن زیاد، سوراخ را دوباره پر کرد.»

He undig the hole after digging too deep.

«باستان‌شناسان برای بازسازی محل را به دقت پر کردند.»

The archaeologists carefully undig the site to restore it.

تفاوت با واژه‌های مشابه
buryدفن کردن

رایج. دفن کردن به معنای قرار دادن در زمین است و گاهی با undig هم‌معنی می‌شود.

Common. Burying involves placing in the ground, overlaps with 'undig' when putting something back.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000