undone

un·done/ʌnˈdʌn/
un-notdonecompleted
adjective (صفت)common

صفت — ناتمام

ناتمامانجام‌نشده

ناتمام یا تکمیل نشده

Not finished or completed

«پروژه همچنان ناتمام مانده است.»

The project remains undone.

«شام هنوز آماده نشده است.»

Dinner is still undone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unfinishedناتمام

رایج. معنای بسیار مشابه و در بسیاری موارد قابل جایگزینی است.

Common. Very similar meaning, almost interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000