unredeemed

un·re·deemed/ˌʌnrɪˈdiːmd/
un-notredeemedcompensated or made good
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more unredeemedsuperlative (عالی): most unredeemed

صفت — جبران‌نشده

جبران‌نشدهتسویه‌نشده

جبران نشده، بازنگشته یا انجام نشده؛ باقی‌مانده یا پرداخت‌نشده.

Not compensated, recovered, or fulfilled; remaining undone or unpaid.

«پس از فروش، کوپن‌های زیادی تسویه نشده بودند.»

There were many unredeemed coupons after the sale.

«بدهی‌های او جبران نشده باقی ماندند.»

His debts remained unredeemed.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000