unrest

un·rest/ʌnˈrɛst/
un-negation / notrestpeace or calm
noun (اسم)common

اسم — بی‌نظمی

بی‌نظمیناآرامی

وضعیتی از نارضایتی، آشفتگی یا مشکل در میان گروهی از مردم، معمولاً منجر به اعتراض یا خشونت می‌شود

a state of dissatisfaction, disturbance, or trouble among a group of people, often leading to protests or violence

«کشور پس از بحران دچار ناآرامی اقتصادی شد.»

The country faced economic unrest after the crisis.

«ناآرامی در شهر منجر به وضع منع رفت‌وآمد شد.»

Unrest in the city led to curfews.

تفاوت با واژه‌های مشابه
turmoilآشفتگی

رایج. بر وضعیت آشفته یا گیج‌کننده تأکید دارد، اغلب با unrest همپوشانی دارد، مانند 'ناآرامی‌های مدنی' یا 'آشفتگی سیاسی'.

Common. Emphasizes chaotic or confused situation, often overlapping with unrest, e.g. 'civil unrest' or 'political turmoil'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000