unselfishly

un·self·ish·ly/ʌnˈsɛlfɪʃli/
un-negation / notselfishconcerned mainly with oneself-lyadverb forming suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): selfishposition (جایگاه): end

قید — بدون خودخواهی

بدون خودخواهیفداکارانه

به روشی که توجه به دیگران دارد و نه فقط به خود؛ به طور سخاوتمندانه.

In a manner that shows concern for others rather than just oneself; generously.

«او بدون خودخواهی به دوستش که نیاز داشت کمک کرد.»

She unselfishly helped her friend in need.

«او فداکارانه به خیریه کمک کرد.»

He gave unselfishly to the charity.

تفاوت با واژه‌های مشابه
selflesslyفداکارانه

رایج. تقریباً مترادف unselfishly است؛ بر فقدان خودمحوری تأکید دارد.

Common. Almost synonymous with 'unselfishly'; emphasizes lack of selfish concern.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000