اسم — ساعت مچی
ساعتهای کوچک که روی مچ دست بسته میشوند و زمان را نشان میدهند.
Small timepieces worn on the wrist to tell time.
«او چند ساعت مچی جدید به عنوان هدیه خرید.»
“He bought several new watches as gifts.”
«ساعت مچیاش دیروز کار نکرد.»
“Her watch stopped working yesterday.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. اصطلاح کلی برای دستگاههای زمانسنج؛ در مکالمه روزمره کمتر کاربرد دارد.
Formal. A general term for devices to tell time; less common in daily speech.
فعل — تماشا میکند
با دقت یا برای مدتی نگاه کردن یا مشاهده کردن.
Looks at or observes attentively or for a period of time.
«او هر شب تلویزیون تماشا میکند.»
“She watches TV every evening.”
«آنها از پنجره به پرندگان نگاه میکنند.»
“They watch the birds from the window.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. به معنی با دقت دیدن، اغلب با هدف یا برای کسب اطلاعات.
Formal. Means to watch carefully, often with intention or for information.
روزمره. اصطلاح عمومی برای نگاه کردن به چیزی، کمتر تعمدی نسبت به watch است.
Everyday. General term for directing eyes toward something, less deliberate than watch.