watches

watch·es/ˈwɑːtʃɪz/
watchto look or observe-esplural or 3rd person singular verb form
1noun (اسم)commonplural (جمع): watches

اسم — ساعت مچی

ساعت مچیساعت

ساعت‌های کوچک که روی مچ دست بسته می‌شوند و زمان را نشان می‌دهند.

Small timepieces worn on the wrist to tell time.

«او چند ساعت مچی جدید به عنوان هدیه خرید.»

He bought several new watches as gifts.

«ساعت مچی‌اش دیروز کار نکرد.»

Her watch stopped working yesterday.

تفاوت با واژه‌های مشابه
timepieceساعت

رسمی. اصطلاح کلی برای دستگاه‌های زمان‌سنج؛ در مکالمه روزمره کمتر کاربرد دارد.

Formal. A general term for devices to tell time; less common in daily speech.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): watchedpast participle (مفعولی): watched-ing (حال): watching3rd (سوم): watches

فعل — تماشا می‌کند

تماشا می‌کندنگاه می‌کند

با دقت یا برای مدتی نگاه کردن یا مشاهده کردن.

Looks at or observes attentively or for a period of time.

«او هر شب تلویزیون تماشا می‌کند.»

She watches TV every evening.

«آنها از پنجره به پرندگان نگاه می‌کنند.»

They watch the birds from the window.

تفاوت با واژه‌های مشابه
observeمشاهده کردن

رسمی. به معنی با دقت دیدن، اغلب با هدف یا برای کسب اطلاعات.

Formal. Means to watch carefully, often with intention or for information.

lookنگاه کردن

روزمره. اصطلاح عمومی برای نگاه کردن به چیزی، کمتر تعمدی نسبت به watch است.

Everyday. General term for directing eyes toward something, less deliberate than watch.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000