watchfulness

watch·ful·ness/ˈwɒtʃfʊlnəs/
watchto look carefully-fulfull of, characterized by-nessstate or quality of
noun (اسم)common

اسم — حواس جمعی

حواس جمعیمواظبتاحتیاط

حالت هوشیاری و مراقبت مداوم نسبت به اطراف.

The quality or state of being alert and vigilant.

«احتیاط او از بروز حوادث در محل ساخت‌وساز جلوگیری کرد.»

His watchfulness prevented accidents at the construction site.

«مواظبت سگ باعث شد خانه از ورود افراد غریبه ایمن بماند.»

A dog's watchfulness made the house safe from intruders.

تفاوت با واژه‌های مشابه
alertnessهوشیاری

رایج. معنای مشابه دارد و به آماده بودن و توجه داشتن اشاره دارد، معمولا قابل جایگزینی با watchfulness است.

Common. Similar meaning; refers to being ready and attentive, often used interchangeably with watchfulness in general contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000