در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای وزن زیاد؛ سنگین از نظر جرم یا بار فیزیکی
Having a lot of weight; heavy in terms of physical mass or burden
«بستهی سنگین حملش سخت بود.»
“The weighty package was hard to carry.”
«او کتاب سنگینتر را به جای کتاب نازک انتخاب کرد.»
“He chose the weighty book over the thin one.”
روزمره. وقتی به جرم یا بار فیزیکی اشاره دارد قابل تعویض است. 'جعبه سنگین' و 'جعبه وزندار' هر دو درستاند.
Everyday. Interchangeable when referring to physical mass or burden. 'A heavy box' and 'a weighty box' both work.
رایج. بر اندازه و وزن زیاد تأکید دارد، معمولاً بیشتر از weighty. برای چیزهای خیلی بزرگ و سنگین بهکار میرود.
Common. Emphasizes large size and weight, often more than 'weighty'. Used for something very big and heavy.
مهم یا جدی؛ دارای تأثیر یا اهمیت زیاد
Important or serious; having great influence or significance
«آنها درباره آینده بحث جدی و مهمی داشتند.»
“They had a weighty discussion about the future.”
«او مسئولیت سنگینی در کار خود بر دوش دارد.»
“She carries a weighty responsibility at work.”
روزمره. در بسیاری از زمینهها قابل تعویض است. 'تصمیم مهم' میتواند جایگزین 'تصمیم سنگینوزن' شود.
Everyday. Interchangeable in many contexts. 'Weighty decision' can be replaced by 'important decision'.
روزمره. وقتی تأکید بر اهمیت و جدیت است بهکار میرود. همیشه هم جایگزین وزن فیزیکی نیست.
Everyday. Used when emphasizing gravity or significance. Not always interchangeable if emphasizing physical weight.