wellness

well·ness/ˈwɛlnəs/
noun (اسم)common

اسم — سلامتی

سلامتیشادی

وضعیتی که فرد از سلامتی خوبی برخوردار است، به‌خصوص زمانی که هدف فعالانه دنبال می‌شود.

The state of being in good health, especially as an actively pursued goal.

«او به منظور سلامتی یوگا انجام می‌دهد.»

She practices yoga for wellness.

«برنامه‌های سلامتی سبک زندگی سالم را ترویج می‌کنند.»

Wellness programs promote a healthy lifestyle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
healthسلامت

رایج. وضعیت عمومی سلامت جسمی و روانی؛ wellness معمولاً به حفظ فعال اشاره دارد.

Common. General state of physical and mental well-being; wellness often implies active maintenance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000