whammy

wham·my/ˈwæmi/
noun (اسم)informal

اسم — نفرین

نفرینبدیاثر بد

تأثیر قوی یا بد که معمولا باعث بدشانسی یا مشکل می‌شود.

A powerful or bad influence, often causing bad luck or trouble.

«او با دو مشکل همزمان مواجه شد.»

He got hit with a double whammy of problems.

«از دست دادن کار بدترین بدشانسی بود که داشت.»

Losing his job was the worst whammy he faced.

تفاوت با واژه‌های مشابه
jinxنفرین

غیررسمی. به نفرینی که باعث بدشانسی می‌شود گفته می‌شود. در موارد غیررسمی جایگزین whammy می‌شود.

Informal. Refers to a curse causing bad luck. Can replace whammy in casual contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000