در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل 'wham'؛ به معنی بهشدت زدن یا ضربه زدن به چیزی.
Past tense of 'wham'; to hit or strike something with great force.
«در را با صدای بلند کوبید و بست.»
“He whammed the door shut loudly.”
«توپ با شدت به دیوار برخورد کرد.»
“The ball whammed against the wall.”
رایج. به عنوان اصطلاح عمومی برای ضربه زدن قابل جایگزینی است ولی 'wham' شدت و ناگهانی بودن را نشان میدهد.
Common. Interchangeable as a general term for striking something, but 'wham' implies more force and suddenness.