wiling

wil·ing/ˈwaɪlɪŋ/
wiletrick or cunning-ingpresent participle suffix
verb (فعل)formalpast (گذشته): wiledpast participle (مفعولی): wiled-ing (حال): wiling3rd (سوم): wiles

فعل — فریب دادن

فریب دادنحیله‌گری کردن

با حیله و نیرنگ اقدام کردن؛ فریب دادن.

Acting with cunning or trickery; deceiving.

«او با حیله رقبایش را فریب می‌داد تا برتری پیدا کند.»

He was wiling his opponents to gain advantage.

«او در فریب دادن مردم برای گرفتن پول ماهر است.»

She is skilled at wiling people out of their money.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deceivingفریب دادن

رایج. مترادف مستقیم برای فریب دادن دیگران.

Common. Direct synonym when referring to tricking others.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000