verb (فعل)formalpast (گذشته): wiledpast participle (مفعولی): wiled-ing (حال): wiling3rd (سوم): wiles
فعل — فریب دادن
فریب دادنحیلهگری کردن
با حیله و نیرنگ اقدام کردن؛ فریب دادن.
Acting with cunning or trickery; deceiving.
«او با حیله رقبایش را فریب میداد تا برتری پیدا کند.»
“He was wiling his opponents to gain advantage.”
«او در فریب دادن مردم برای گرفتن پول ماهر است.»
“She is skilled at wiling people out of their money.”
تفاوت با واژههای مشابه
deceiving— فریب دادن
رایج. مترادف مستقیم برای فریب دادن دیگران.
Common. Direct synonym when referring to tricking others.