در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
برداشتن یا خارج کردن چیزی با دشواری یا هوشمندی.
To extract or remove something with difficulty or cleverness.
«او حقیقت را با زحمت از او بیرون کشید.»
“He winkled the truth out of her.”
«او کلید را از زیر پادری بیرون آورد.»
“She winkled the key from beneath the mat.”
رسمی. به جدا کردن با دقت اشاره دارد؛ winkle محاورهایتر و مجازیتر است.
Formal. Implies careful removal; winkle is more informal and figurative.