worthlessness

worth·less·ness/ˈwɜːrθləsnəs/
worthvalue-lesswithout-nessstate or quality
noun (اسم)formal

اسم — بی‌ارزشی

بی‌ارزشیبی‌اهمیتی

وضعیت یا کیفیت نداشتن ارزش یا اهمیت

the state or quality of having no value or importance

«او احساس عمیقی از بی‌ارزشی داشت.»

He felt a deep sense of worthlessness.

«نقاشی بی‌ارزش کنار گذاشته شد.»

The worthless painting was discarded.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000