yearned

/jɜrnd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): yearnedpast participle (مفعولی): yearned-ing (حال): yearning3rd (سوم): yearns

فعل — آرزو داشتن

آرزو داشتناشتیاق داشتن

داشتن آرزو یا تمایل عمیق و عاطفی به چیزی یا کسی، معمولاً ناکام مانده.

To have a deep, emotional longing or desire for something or someone, usually unfulfilled.

«او دلتنگ روزهای کودکی‌اش بود.»

She yearned for her childhood days.

«او آرزو داشت دوباره خانواده‌اش را ببیند.»

He yearned to see his family again.

تفاوت با واژه‌های مشابه
longedتمایل شدیدی داشتن

رسمی و ادبی؛ در متن‌های ادبی نزدیک به معنی yearned است.

Formal and poetic. Very close in meaning and often interchangeable with yearned, especially in literary contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000