در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فردی که در پیگیری آرمانهای مذهبی، سیاسی یا دیگر خود متعصب و بیتفاوت به نظرات دیگران است.
A person who is fanatical and uncompromising in pursuit of their religious, political, or other ideals.
«آن متعصب مذهبی از گوش دادن به هر نظر مخالفی خودداری کرد.»
“The religious zealot refused to listen to any differing opinions.”
«فداکاری متعصبانه او به این آرمان ستودنی و در عین حال نگرانکننده بود.»
“His zealot-like devotion to the cause was admirable but also worrying.”
رایج. اغلب قابل تعویض هستند، اما 'زیلات' میتواند به معنای یک ارادت شدیدتر و بیتغییر به یک آرمان باشد، گاهی با مفاهیم مذهبی تاریخی. 'او یک فناتیک ورزشی است' درست است، 'او یک متعصب مذهبی است' نیز درست است.
Common. Often interchangeable, but 'zealot' can imply a more intense, unwavering devotion to a cause, sometimes with historical religious connotations. 'He's a sports fanatic' works, 'He's a religious zealot' also works.
رایج. بر داشتن دیدگاههای افراطی تمرکز دارد که اغلب به معنای تمایل به استفاده از روشهای افراطی است. 'افراطگرایان سیاسی' درست است، 'متعصبان مذهبی میتوانند به افراطگرایان تبدیل شوند'.
Common. Focuses on holding extreme views, often implying a willingness to use extreme methods. 'Political extremists' works, 'Religious zealots can become extremists'.