فعل — بازیگری کردن
اسم فاعل 'act'؛ ایفای نقش در یک نمایش، فیلم یا برنامه تلویزیونی.
Present participle of 'act'; performing a role in a play, film, or television show.
«او رویای بازیگری در فیلمهای هالیوود را دارد.»
“He dreams of acting in Hollywood movies.”
«او در حال حاضر در یک سریال تلویزیونی جدید بازی میکند.»
“She's currently acting in a new TV series.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. گستردهتر از 'بازیگری'، شامل موسیقی، رقص و سایر اشکال ارائه عمومی است. 'او روی صحنه اجرا میکند' برای یک نوازنده یا بازیگر صدق میکند. 'او در یک نمایش بازی میکند' خاصتر به درام است.
Common. Broader than 'acting', it includes music, dance, and other forms of public presentation. 'He is performing on stage' works for a musician or an actor. 'He is acting in a play' is more specific to drama.
رسمی. بر نمایش یک شخصیت یا نقش، اغلب با عمق و واقعگرایی، تأکید دارد. 'او در حال به تصویر کشیدن یک شخصیت پیچیده است' خوب است. 'او در حال بازی یک شخصیت است' سادهتر است.
Formal. Emphasizes representing a character or role, often with depth and realism. 'She is portraying a complex character' works well. 'She is acting a character' is simpler.
اسم — بازیگری
هنر یا حرفه ایفای نقش در نمایشها، فیلمها یا تلویزیون.
The art or profession of performing roles in plays, films, or television.
«او تصمیم گرفت حرفه بازیگری را دنبال کند.»
“She decided to pursue a career in acting.”
«بازیگری نیاز به فداکاری و تمرین زیادی دارد.»
“Acting requires a lot of dedication and practice.”
تفاوت با واژههای مشابه
میتواند به معنای رفتارهای اغراقآمیز یا دراماتیک باشد، نه فقط بازیگری حرفهای. 'رفتارهای تئاتری او آزاردهنده بود'. وقتی به فرم هنری اشاره دارد، کلیتر برای هنرهای صحنهای است.
Can imply exaggerated or dramatic behavior, not just professional acting. 'His theatrics were annoying'. When referring to the art form, it's more general for stage arts.
اصطلاح گستردهای است که به هر نمایش عمومی یا اجرای مهارتی، از جمله بازیگری، موسیقی، رقص اشاره دارد. 'اجرا عالی بود' میتواند هم برای یک نمایش و هم برای یک کنسرت صدق کند.
Broad term, referring to any public display or execution of a skill, including acting, music, dance. 'The performance was excellent' can apply to a play or a concert.
صفت — سرپرست
به طور موقت در یک موقعیت خاص یا در یک ظرفیت خاص خدمت کردن.
Temporarily holding a particular position or serving in a particular capacity.
«او برای سال تحصیلی به عنوان مدیر سرپرست منصوب شد.»
“She was appointed acting principal for the school year.”
«مدیرعامل موقت بحران را به طور موثر مدیریت کرد.»
“The acting CEO handled the crisis effectively.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. به معنای موقت یا مقدماتی است. اغلب برای پستها یا توافقنامهها استفاده میشود. 'یک دولت موقت' شبیه به 'یک دولت سرپرست' است. 'Interim' اغلب یک اقدام موقت و برنامهریزی شده را پیشنهاد میکند.
Formal. Means temporary or provisional. Often used for positions or agreements. 'An interim government' is similar to 'an acting government'. 'Interim' often suggests a planned, temporary measure.
متداول. اصطلاح عمومی برای چیزی که برای مدت محدودی دوام میآورد. 'یک مدیر سرپرست' نوعی مدیر موقت است. 'Temporary' میتواند برای بسیاری از چیزها، نه فقط نقشها، اعمال شود.
Common. General term for something lasting for a limited time. 'An acting manager' is a type of temporary manager. 'Temporary' can apply to many things, not just roles.