verb (فعل)formalpast (گذشته): actualizedpast participle (مفعولی): actualized-ing (حال): actualizing3rd (سوم): actualizes
فعل — واقعی کردن
واقعی کردنتحقق بخشیدنبه وقوع پیوستن
واقعی کردن یا به وجود آوردن چیزی در واقعیت.
To make something real or bring into actual existence.
«آنها قصد دارند به زودی برنامههای خود را عملی کنند.»
“They aim to actualize their plans soon.”
«رویاها باید با تلاش به واقعیت تبدیل شوند.»
“Dreams must be actualized through effort.”
تفاوت با واژههای مشابه
realize— به حقیقت پیوستن
رایج. به معنی رسیدن به واقعیت؛ در بسیاری موارد قابل جایگزینی است.
Common. Means to achieve or make real; interchangeable in many contexts.