در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
هیاهو، دردسر یا تأخیر غیرضروری.
Unnecessary fuss, bother, or delay.
«آنها کار را با هیاهوی بسیار کمی به پایان رساندند.»
“They finished the task with surprisingly little ado.”
«این هیاهوی زیادی برای هیچ بود.»
“It was much ado about nothing.”
روزمره. می تواند در بافت های مشابه استفاده شود، اغلب به معنای نگرانی یا فعالیت بیش از حد در مورد چیزهای جزئی. 'هیاهوی زیادی برای هیچ بود' کار می کند و بسیار نزدیک به 'ado' است.
Everyday. Can be used in similar contexts, often implying excessive concern or activity over something minor. 'There was a lot of fuss about nothing.' works, and is very close to 'ado'.
روزمره. به وضعیت آشفته و پر سر و صدا اشاره دارد. 'بچه ها در کلاس شلوغی ایجاد کردند' کار می کند، اما 'ایجاد شلوغی زیاد در مورد هیچ' به اندازه 'مچ ادو اباوت ناتینگ' اصطلاحی نیست.
Everyday. Refers to a state of confused and noisy disturbance. 'The children caused a commotion in the classroom.' works, but 'Making much commotion about nothing' doesn't sound as idiomatic as 'much ado about nothing'.