verb (فعل)commonpast (گذشته): ambledpast participle (مفعولی): ambled-ing (حال): ambling3rd (سوم): ambles
فعل — آهسته قدم زدن
آهسته قدم زدنراه رفتن کند
با سرعتی کند و آرام قدم زدن.
Walked at a slow, relaxed pace.
«او با آرامش در پارک قدم زد و از هوای گرم لذت برد.»
“She ambled through the park enjoying the warm weather.”
«آنها هنگام غروب آفتاب به آرامی در کنار ساحل راه رفتند.»
“They ambled along the beach as the sun set.”
تفاوت با واژههای مشابه
strolled— قدم زدن
غیررسمی. مشابه amble ولی معمولاً برای قدمزدن تفریحی به کار میرود؛ عمدتاً قابل جایگزین است.
Informal. Similar to 'amble' but often implies walking for pleasure; generally interchangeable.