beachy

beach·y/ˈbiːtʃi/
beachshore of a body of water-ycharacterized by
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): beachiersuperlative (عالی): beachiest

صفت — ساحلی

ساحلیشن‌دار

دارای خصوصیات یا ظاهر ساحلی؛ پوشیده از شن یا نزدیک ساحل.

Having the qualities or appearance of a beach; sandy or coastal.

«ما در یک منطقه ساحلی کنار دریا اقامت کردیم.»

We stayed at a beachy resort by the sea.

«مسیر از میان تپه‌های شنی ساحلی عبور می‌کند.»

The trail leads through beachy dunes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sandyشن‌دار

رایج. به‌طور مشخص به پوشیده بودن از شن اشاره دارد، مشابه beachy.

Common. Refers specifically to being covered with sand, similar to 'beachy'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000