در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به روشی که قابل قبول و منطقی به نظر برسد.
In a way that can be accepted as true or real.
«او داستان را باورپذیرانه گفت و همه را متقاعد کرد.»
“She told the story believably, convincing everyone.”
«بازیگر شخصیت را به شکلی باورپذیر به تصویر کشید.»
“The actor portrayed the character believably.”
رسمی. تقریباً قابل جایگزینی در بافتهایی که بر واقعگرایی تاکید دارند، اما credibly بیشتر برای زمینههای شواهدی و واقعی مناسب است.
Formal. Almost interchangeable in contexts emphasizing trustworthiness or realism, e.g., 'He acted credibly in the role.' But 'credibly' is more suited to evidential or factual contexts.