bey

/beɪ/
noun (اسم)technicalplural (جمع): beys

اسم — بیگ

بیگبیک

یک عنوان احترام، به ویژه برای فرماندار استانی در امپراتوری عثمانی یا یک آقا در ترکیه.

A title of respect, especially for a provincial governor in the Ottoman Empire, or a gentleman in Turkey.

«در امپراتوری عثمانی، یک بیگ قدرت منطقه‌ای قابل توجهی داشت.»

In the Ottoman Empire, a bey held significant regional power.

«بیگ پیر به خاطر خرد و عدالتش مشهور بود.»

The old bey was known for his wisdom and justice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
governorفرماندار

روزمره. 'Governor' یک اصطلاح کلی برای مسئولی است که یک استان یا ایالت را اداره می‌کند. در حالی که یک 'بیگ' می‌توانست فرماندار باشد، 'governor' فاقد ویژگی‌های تاریخی و فرهنگی خاص 'بیگ' به عنوان یک عنوان عثمانی است. 'فرماندار ایالت لایحه را امضا کرد' در مقابل 'مصطفی کمال آتاترک زمانی یک بیگ بود.'

Everyday. 'Governor' is a general term for an official who governs a province or state. While a 'bey' could be a governor, 'governor' lacks the historical and cultural specificity of 'bey' as an Ottoman title. 'The governor of the state signed the bill' vs. 'Mustafa Kemal Atatürk was once a bey'.

lordسردار

ادبی/رسمی. 'Lord' یک عنوان کلی برای اشرافیت یا اقتدار است که اغلب به صورت تاریخی در زمینه‌های اروپایی استفاده می‌شود. حس قدرت و احترام را منتقل می‌کند اما فاقد بافت خاص عثمانی 'بیگ' است. 'سردار قلعه یک جشن برگزار کرد' در مقابل 'بیگ با اقتدار بر استان خود حکومت می‌کرد.'

Literary/formal. 'Lord' is a general title of nobility or authority, often used historically in European contexts. It conveys a sense of power and respect but lacks the specific Ottoman context of 'bey'. 'The lord of the manor held a feast' vs. 'The bey ruled his province with authority'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000