blurs

/blɜːrz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): blurredpast participle (مفعولی): blurred-ing (حال): blurring3rd (سوم): blurs

فعل — مبهم می‌کند

مبهم می‌کندنامشخص می‌کند

چیزی را به‌صورتی نامشخص یا مبهم به چشم یا ذهن تبدیل کردن.

Makes something become unclear or indistinct to the eyes or mind.

«مه کوه‌های دور را مبهم می‌کند.»

The fog blurs the distant mountains.

«دید او وقتی خسته است مبهم می‌شود.»

His vision blurs when he is tired.

تفاوت با واژه‌های مشابه
obscuresپوشش می‌دهد

رایج. معنای مشابه که تأکید بر پنهان کردن جزئیات دارد.

Common. Similar meaning, emphasizes hiding details.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000