brakie

brak·ie/ˈbreɪki/
noun (اسم)informalplural (جمع): brakies

اسم — لارو مگس

لارو مگسکرم مگس

واژه لهجه شمالی بریتانیا برای لارو سیاه‌مگس که معمولاً روی مواد فاسد دیده می‌شود.

A north British dialect term for the larva of a blowfly, often found on decaying matter.

«لارو مگس روی ماهی مرده حرکت می‌کرد.»

The brakie was crawling on the dead fish.

«کشاورزان سعی می‌کنند از لارو مگس نزدیک دام‌ها جلوگیری کنند.»

Farmers try to avoid brakies near livestock.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000