braked

/breɪkt/
braketo slow or stop-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): brakedpast participle (مفعولی): braked-ing (حال): braking3rd (سوم): brakes

فعل — ترمز کرد

ترمز کردکند کرد

گذشته فعل brake؛ به معنی آهسته کردن یا توقف دادن وسیله نقلیه یا حرکتی.

Past tense of brake; to have slowed or stopped a vehicle or movement.

«او ناگهان ترمز کرد تا از تصادف جلوگیری کند.»

He braked suddenly to avoid the crash.

«دوچرخه‌سوار قبل از پیچ ترمز کرد.»

The cyclist braked before the turn.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000