در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
امکان عبور هوا را فراهم میکند تا بتوان راحت تنفس کرد.
Allowing air to pass through so that one can breathe comfortably.
«این ژاکت از پارچهای ساخته شده که قابل تنفس است.»
“This jacket is made from breathable fabric.”
«کفشهای قابل تنفس از بوی پا جلوگیری میکنند.»
“Breathable shoes prevent foot odor.”
رایج. توصیف مواد یا جاهایی با جریان هوای مناسب، مشابه breathable.
Common. Describes materials or areas with good air flow, similar to breathable.