calculating

cal·cu·lat·ing/ˈkælkjʊleɪtɪŋ/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more calculatingsuperlative (عالی): most calculating

صفت — مخالف

مخالفمحاسبه‌گر

دارای زیرکی و برنامه‌ریزی برای منافع خود، اغلب بدون توجه به دیگران.

Showing shrewdness and planning for one's own benefit, often without regard for others.

«او ذهنی حسابگر داشت و همیشه جلوتر برنامه‌ریزی می‌کرد.»

He had a calculating mind and always planned ahead.

«طبیعت محاسبه‌گر او باعث بدگمانی دیگران شد.»

Her calculating nature made others distrust her.

تفاوت با واژه‌های مشابه
schemingطرح‌ریزی‌کننده

بار منفی دارد. به برنامه‌ریزی پنهانی و خودمحور اشاره دارد.

Negative tone. Implies secretive and selfish planning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000