capillaries

cap·il·lar·ies/kəˈpɪləriz/
capillhair-aryrelating to / belonging to-iesplural suffix
1noun (اسم)technicalplural (جمع): capillaries

اسم — مویرگ‌ها

مویرگ‌ها

کوچکترین رگ‌های خونی در بدن که سرخرگچه‌ها و سیاهرگچه‌ها را به هم وصل می‌کنند و از طریق آنها اکسیژن، مواد مغذی و مواد زائد مبادله می‌شوند.

The smallest blood vessels in the body, connecting arterioles and venules, through which oxygen, nutrients, and waste are exchanged.

«مویرگ‌ها برای تبادل مواد مغذی ضروری هستند.»

Capillaries are essential for nutrient exchange.

«آسیب به مویرگ‌ها می‌تواند باعث کبودی شود.»

Damage to capillaries can cause bruising.

متضادها
2noun (اسم)technicalplural (جمع): capillaries

اسم — لوله های مویین

لوله های مویینمجاری مویین

ساختارهای بسیار ریز و لوله‌ای شکل، به ویژه در گیاهان یا مواد متخلخل، که امکان عمل مویینگی را فراهم می‌کنند.

Very fine, tube-like structures, especially in plants or porous materials, that allow for capillary action.

«آب از طریق مویرگ‌های کوچک در خاک بالا می‌رود.»

Water rises in the soil through small capillaries.

«گیاه آب را از طریق مجاری مویین ساقه خود بالا می‌کشد.»

The plant draws water up its stem through capillaries.

تفاوت با واژه‌های مشابه
poresمنافذ

روزمره/فنی. سوراخ‌های کوچک، اغلب در یک سطح. وقتی به مجاری کوچکی که اجازه حرکت مایعات را می‌دهند اشاره دارد، با مویرگ‌ها همپوشانی دارد، اما 'capillaries' به طور خاص ساختار لوله‌ای را نشان می‌دهد.

Everyday/Technical. Small openings, often in a surface. 'The pores in the soil allowed water to drain.' Overlaps with capillaries when referring to the small passages that allow fluid movement, but 'capillaries' specifically implies a tube-like structure.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000