clamour

clam·our/ˈklæmər/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): clamouredpast participle (مفعولی): clamoured-ing (حال): clamouring3rd (سوم): clamours

فعل — فریاد زدن

فریاد زدنسر و صدا کردن

بلند و مصرانه فریاد زدن، معمولاً برای درخواست یا اعتراض.

To shout loudly and insistently, often in demand or protest.

«جمعیت برای عدالت فریاد می‌زدند.»

The crowd clamoured for justice.

«دانش‌آموزان مصرانه خواستار پرسیدن سوال بودند.»

Students clamoured to ask questions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shoutفریاد زدن

رایج. معنای مشابه اما clamour معمولاً به معنی اعتراض یا درخواست است.

Common. Similar meaning but shout is more neutral; clamour often implies protest or demand.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — فریاد

فریادسر و صدا

فریاد یا درخواست بلند و پیوسته.

A loud and persistent outcry or demand.

«درخواست شدیدی برای تغییر در دولت وجود داشت.»

There was a clamour for change in the government.

«سر و صدای جمعیت گوش‌خراش بود.»

The clamour of the crowd was deafening.

تفاوت با واژه‌های مشابه
outcryفریاد اعتراض

رایج. معنای مشابه که بر اعتراض بلند تأکید دارد.

Common. Similar meaning, emphasizing loud protest or objection.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000