clap

/klæp/
verb (فعل)commonpast (گذشته): clappedpast participle (مفعولی): clapped-ing (حال): clapping3rd (سوم): claps

فعل — دست زدن

دست زدن

کوبیدن سریع کف دست‌ها به هم برای نشان دادن تشویق یا تحسین.

To strike the palms of the hands together rapidly to show applause or appreciation.

«تماشاگران پس از اجرا با صدای بلند دست زدند.»

The audience clapped loudly after the performance.

«او برای جلب توجه دست زد.»

She clapped her hands to get attention.

تفاوت با واژه‌های مشابه
applaudتشویق کردن

رسمی. معمولاً به معنای دست زدن برای تحسین است؛ در موارد رسمی کاربرد دارد.

Formal. Usually means clapping hands to show approval; used mostly in formal contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000