فعل — صدای تق تق داد
صدای بلند، تیز و زنگداری تولید کرد که معمولاً بر اثر برخورد اشیاء فلزی به یکدیگر ایجاد میشود.
Made a loud, sharp, ringing sound, typically produced by metal objects striking each other.
«دروازه قدیمی با باد با صدای فلزی بسته شد.»
“The old gate clanked shut in the wind.”
«شمشیرش به کف سنگی صدای فلزی داد.»
“His sword clanked against the stone floor.”
تفاوت با واژههای مشابه
معمول. اغلب میتوان به جای 'clanked' برای صدای فلزی بلند و طنینانداز استفاده کرد. 'زنگها صدای زنگ دادند' درست است، 'ظروف صدای زنگ دادند' نیز اگر صدا به اندازه کافی طنینانداز باشد کار میکند، اما برای ضربههای کوچکتر و تیزتر ممکن است 'clanked' ترجیح داده شود.
Common. Can often be used interchangeably with 'clanked' when referring to a loud, resonant metallic sound. 'The bells clanged' works, 'The dishes clanged' also works if the sound is resonant enough, but 'clanked' might be preferred for smaller, sharper impacts.
معمول. به مجموعهای سریع از صداهای کوتاه، تیز و اغلب نامنظم اشاره دارد که معمولاً از برخورد اجسام سخت به یکدیگر یا سطحی ایجاد میشود. 'کلیدها تلق تلق کردند' درست است، اما 'زنجیرهای سنگین تلق تلق کردند' وقتی حرکت ضمنی باشد، رایجتر از 'clanked' است.
Common. Refers to a rapid succession of short, sharp, often irregular sounds, typically of hard objects striking each other or a surface. 'The keys rattled' works, but 'The heavy chains rattled' is more common than 'clanked' when movement is implied.